X
تبلیغات
زولا

بهش رسیدم...

یه ماه پیش از یه شروع جدید حرف میزدم...

فک میکنم شروع جدید، بالاخره رخ داد!!!!

ذره ذره اتفاق افتاد! :))))

هم تغییرات ظاهری و هم تغییرات باطنی!!!!

شدیدا ازش راضیم...

ینی "مریم الان" رو خیلییییی خیلییییی دوست دارم!

دو روز پیش برای اولین بار خودمو محکم ابراز کردم...با این جمله که "من خودمو دوست دارم!"

به قدری برام ارزشمند بود که اهمیت نمیدم کسی که مثلا دوسش داشتم رو به خاطرش از دست بدم...به خصوص که اون آدم همش میخواست منو عوض کنه!!!

به قول خسرو شکیبایی که توی یکی از فیلماش(خیلی عجیبه اسم فیلم یادم نیست!) میگفت:

"تو میخوای من اونی بشم که تو میخوای؟! خب اونجوری دیگه من نیستم...ینی من خودم نیستم!"

عاغا قبول که تو خیلی منو دوست داری، ولی وقتی یکسره میخوای منو تغییر بدی، پس منو دوست نداری که...اون مریمی که توی ذهنت برای خودت درست کردی رو دوست داری!!!!

خلاصه بگذریم...نمیدونم چرا تا میام بنویسم، بحث کشیده میشه به اون!!!!!

(بعله منکر نمیشم...هنوز کامل دل نکندم ولی دیگه براش گریه نمیکنم...این ینی اینکه دوز احساساتم بهش، شدیدا افت کرده!)

خلاصه که شروع جدید زندگیم، این بود که علایقمو پر قدرت دنبال کنم و پشت اون علایقو خالی نکنم...ینی خودم نسبت بهشون باور داشته باشم!!

اینطوری دیگرانم باورشون میکنن و دماغ گندشونو توی کفش بنده نمیکنن...البته اگرم بکنن، خودشون خفه میشن چون کفشای من بدجوری بو میدن! :)))

توی یه جمله بخوام شروع جدیدو تعریف کنم، این میشه:

"دارم برای خودم زندگی میکنم، نه دیگران..."

.

.

اهم اهم...موهامو پسرونه زدم! ^__^

[ پنج‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1397 ] [ 20:11 ] [ مریم ]