X
تبلیغات
زولا

زمان خودت بگذر و کمکم کن...

یه هفته کلا نبودم...

خب راستش اصلا حالم خوب نیست ولی دارم سعی میکنم همون آدم آهنی مسخره بشم...اینجوری حداقل دیوونه نمیشم!

دانشگاها شروع شد و همه رفتن به جز من...فقط دوشنبه رفتم که اونم دیر رفتم و زود برگشتم! :/

دل و دماغ هیچی ندارم...سه شنبه تو اتوبوس گریه کنان رفتم انقلاب به جای دانشگاه! :|

ولی دیگه نمیخوام ازین خبرا باشه...ازین به بعد بر طبق نقشه کارا رو پیش میبرم!

اصلا چرا سعی کنم رفتارای بدمو از بین ببرم؟!

(دچار لجبازی با خودم شدم!)

متاسفانه کارا رو از سر باز کنی انجام میدم...خدا رو شکر که بابا جان هم هستن که اینو یکسره بهم یادآوردی کنه و اعصابمو داغونتر کنه...فکر میکنه من خودم نمیفهمم! :/

امروز که رفتم بالا متوجه شدم که دقیقا تا وقتی که من برم بالا داشته از کارام پیش آبجیم تعریف میکرده اونوقت تا من رسیدم مثل همیشه همه ی حرفاشو عوض کرد...فکر میکنه اینجوری پیشرفت میکنم!

اشتباه میکنه...من این مدلی نیستم! من فقط هرروز دارم ضعیف تر میشم...هرروز به نظر خودم به درد نخور تر میشم!

همه چیز خراب شده...دیگه نه هدفی مونده...نه حالی...

نمیدونم تا کی اینجوری میمونم...

تو خونمون فکر میکنن من افسرده ام!!!! گاهی وقتا جوری رفتار میکنن انگار که من دیوونم!


[ جمعه 7 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 14:11 ] [ مریم ]