X
تبلیغات
رایتل

صدای آب

دوباره سر و کله ی کمپین صدای آب پیدا شد...توکل بر خدا!!!!

ببینیم میتونیم یه لوگوی خوب تحویل بدیم یا نه؟!

خب اگه واقعا طراح لوگوی این کمپین من باشم، برام افتخار بزرگیه...واقعا حامیان این کمپینو خیلی دوست دارم و خلاصه که اگه این اتفاق بیفته خیلی ذوق مرگ میشم! :))))

هفته ی دیگه میرم روی ترازو...انتظار ندارم که وزنم پایین اومده باشه ولی دلم میخواد از 55/5 کیلو به 55 برسم...آخه وقتی وزنمو میپرسن واقعا سخته که بخوام اون نیم بعد 55 رو بگم! :/

یه چیز دیگه ایم که دوست دارم اینه که بازدیدای وبلاگم تا روز تولد 6 سالگیش به یه میلیون برسه ولی 20 هزارتا بازدید مونده و خودمم میدونم این اتفاق نمیفته! :/

منم به چه چیزایی فکر میکنما!!!! :))))

بچه های مهد کودک خیلی باهام دوست شدن!

و اما دیالوگ ماندگار این جلسه ی یکی از بچه ها این بود:

-خاله شما دختر داری؟!

من-نه! ×__×

بعدشم یه نقاشی بهم نشون داد:

من-چقد قشنگه...زرافس؟!

-نه خاله...شمایی! ^__^

اون لحظه میخواستم از خنده برم خمیر بازیاشونو گاز بزنم! >__<

.

.

کتاب "برنده تنهاست" رو شروع کردم...تا الان خیلی طرفدارش بودم...دیدمو به زندگی تغییر داده! :)))

[ دوشنبه 26 تیر‌ماه سال 1396 ] [ 20:15 ] [ مریم ]