X
تبلیغات
رایتل

وا حیرتا از این همه جرئت!

چند روزیه فکرم در مورد یه قضیه ای فکر مشغوله!!!

در مورد خودم نیست...

در مورد بعضی از آدماس که در حال حاضر یکیشون دور و بر من وجود داره!!!

آدمایی که خیلی راحت حس خودشونو ابراز میکنن!!

هر حسی...از جمله عشق!!

آدمای عجیب و غریبی نیستن ولی ازونجایی که من مثل اونا نیستم برام عجیبن!!!

به خصوص که این حس بخواد خیلی متفاوت باشه...ولی خیلی راحت و بدون هیچ ترس و واهمه ای به همون شخص مورد نظر ابرازش میکنن...یه جورایی خیلی اهمیت نمیدن که دیگران متوجه بشن...اهمیتی نمیدن که پس زده بشن!!!

یا حتی روند عادی زندگیشونو خیلی راحت  بدون هیچ نگرانی ای تغییر میدن!!!

من به جای اون آدم نگران شدم...حتی فکر کردن بهش هم برام ترسناکه!!!

به خصوص که متوجه شدم دیگران در موردش چی فکر میکنن!

خلاصه که میدونم توی این مورد من آدم نگران و شاید ترسویی هستم...

ولی حتی اگه بخوام صفت ترسو بودنو یدک بکشم، ترجیحم اینه که اینقدر بدون فکر و بدون آینده نگری هر کاری رو نکنم...

به خصوص که مردم یه طوری شدن...طور بد طوری شدن!

دوست دارم ببینم آخر این ماجرا چی میشه! *_*

[ سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1396 ] [ 20:35 ] [ مریم ]